خرید بک لینک
دروغ نگو آینهکه من هنوز جوونمواسه دلای خستهبازم می خوام بخونمبنازم این نفس روکه من رو یاری کردهسالهای ساله عشقوتو رگها جاری کردهتو این قفس می مونمتا بتونم بخونمتو این قفس می مونمتا بتونم بخونمخدا خدای دلهانذار که خاموش بشمتو این همه هیاهونذار فراموش بشممرگ واسم شیرینهاگه بناست نخونمشکسته بال و خاموشچه فایده که بمونمبدبختی ماگناه بیگانه نبودپیوند من و شماصمیمانه نبودبودیم به ظاهرهمه مشتاق وطندر باطن مانقشی از آن خانه نبودخدا خدای دلهانذار که خاموش بشمتو این همه هیاهونذار فراموش بشممرگ واسم شیری

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 17:46

برگ گلدست بهش نزن که میشکنهظریف و نازکه دلماخماتو وا كن عزیز منشاید كه حل شه مشكلم**این دلی كه مثل شیشه استتوی برگ گل نگه دارمهربانتو نیازارمی دونی كه من هلاكتمخونه خرابم می كنیاشك رو می بینی تو چشای مننقش بر آبم می كنیطاقتم دیگه تمومهگرچه باورت نمی شهمی شكنم مثال شیشهعشق ما قدیمی شدهبیا قدرش رو بدوناون دل پر از مهر تونده دست این و اونهیچكی مثل من عزیزمحق آب و گل ندارهپا روی دلت می ذارهحرف آخر و میزنم براتاگه بخوای گوش بكنیچلچله بی آشیونه رومی تونی خاموش بكنیرو نكن سوی رقیبونقلب عاشق و نرنجون

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 17:46

یه روزی تنگ غروب آسمونمیزنم به شیشتون با تیرکموناو او اویه روزی تنگ غروب آسمونمیرم از شهرتون ای نامهربوناوه اوه اوهاره من رشتیم راه برگشتیمتو راه رفاقت خیلی ام مشتیممیزنم به شیشتون با تیرکموناو او اویه روزی تنگ غروب آسمونمیرم از شهرتون ای نامهربوناوه اوه اوهاره من رشتیم راه برگشتیمتو راه رفاقت خیلی ام مشتیماو او اودل نشسته در غروب ماتم توعاشقی مرده دیگه تو عالمه تو!تو بمون با اون دل نا مهربونتمن میرم با کول باری از غم تویک روزی تنگ غروب آسمونمیرم از شهر تو ای نا مهربون!میزنم به شیشتون با تیرکم

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 17:46

صفحه بندی