دروغ نگو آینهکه من هنوز جوونمواسه دلای خستهبازم می خوام بخونمبنازم این نفس روکه من رو یاری کردهسالهای ساله عشقوتو رگها جاری کردهتو این قفس می مونمتا بتونم بخونمتو این قفس می مونمتا بتونم بخونمخدا خدای دلهانذار که خاموش بشمتو این همه هیاهونذار فراموش بشممرگ واسم شیرینهاگه بناست نخونمشکسته بال و خاموشچه فایده که بمونمبدبختی ماگناه بیگانه نبودپیوند من و شماصمیمانه نبودبودیم به ظاهرهمه مشتاق وطندر باطن مانقشی از آن خانه نبودخدا خدای دلهانذار که خاموش بشمتو این همه هیاهونذار فراموش بشممرگ واسم شیری
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
تاريخ: شنبه
8 آذر
1404 ساعت: 17:46